تبليغاتX
یاداشت های علي اسمعیلی

یاداشت های علي اسمعیلی

ملا صدرا

ملاصدرا می گوید:

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان

                اما به قدر فهم تو کوچک می شود

                             و به قدر نیاز تو فرود می آید

                                 و به قدر آرزوی تو گسترده می شود

                                      و به قدر ایمان تو کارگشا می شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت   توسط اسمعیلی  | 

دانشگاه جامع علمی کاربردی

سخنرانی اینجانب به مناسبت شانزدهمین سالروز تاسیس دانشگاه جامع علمی کاربردی  در محل آمفی تئا تر واحد استان آذر بایجا ن شرقی

 

تحت عنوان " انتظارات دو سویه اساتید و مدرسین با دانشگاه جامع علمی کاربردی"

 

بسمر ا... الرحمن الرحیم  اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.

 سلام و عرض ادب خدمت حضار گرامی مدیران محترم. اساتید. همکاران و دانشجویان عزیز. تبریک عرض می کنم شانزدهمین سالروز تاسیس دانشگاه را همچنین تبریک عرض می کنم موفقیتهای واحد استان آذربایجاشرقی را که تقریبا در تمامی امورات و فرایندهای مربوطه به دانشگاه پیشتاز بوده علی الخصوص در بحث ایجاد اولین پردیس استانی دانشگاه و...واین کارهای شایسته میسر نمی شد مگر با تلاش وهمفکری مجموعه همکاران این دانشگاه. که جای قدرانی دارد

موضوعی که برای اینجانب در نظر گر فته اند "انتظارات دو سویه اساتید و مدرسین با دانشگاه است"قطعا شما عزیزان نیک می دانید موقعی که ارتباط یک طرفه ویک سویه باشددوام نخواهد آورد و موجب پدیدآمدن شکاف و نارساییهای خواهد بود. پس هر ارتباط و کنشی باید متقابل. دو سویه و یا چند سویه باشد

انتظارات مدرسین از دانشگاه

1: اساتید و مدرسین محترم از دانشگاه انتظار دارند بحث ساماندهی امورات مدرسین و صدور I D  کارتهای مدرسین واجد الشرایط با سرعت و دقت لازم صورت گیرد

2:در خصوص رفاهیات مدرسین. دانشگاه برنامه جامع و مدونی داشته باشد

3:برای افزایش دانش . مهارت و توانمندیهای اساتید بسترهای لازم برای ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی و دکترا فراهم شود

4: در راستای آشنایی با پیشرفتهای روز دنیا و بهره گیری از یافته های علمی سایر کشورها و دانشگاهها فرصتهای مطالعاتی در دانشگاههای خارج از کشور به اساتید داده شود

انتطارات دانشگاه از اساتید

1: با عنایت به اینکه وجه ممیزه دانشگاه جامع علمی کاربردی با سایر دانشگاهها تکیه بر کار بردی بودن این دانشگاه است لذا واجب است اساتید و مدرسین محترم در خصوص واحد های عملی وکارورزی در بخش صنعت. کشاورزی . I T و همچنین خدمات اجتماعی دقت و حساسیت لازم را داشته باشند تا بتوانیم در دانشگاه فارغ التحصیل آچار به دست . داری مهارت و درد آشنا به جامعه تحویل دهیم

2:بحث دوم در خصوص توجه نمودن به رشته . تخصص و مهارت مدرسین محترم در واگذاری مسو لیت تدریس دروس دانشگاهی است که این در وهله نخست به مدیران محترم مراکز بر می گردد که باید دقت لازم را در این خصوص داشته باشند ولی اساتید محترم هم در این خصوص باید توجه داشته باشند که مسولیتی را قبول نمایند که در راستای رشته. تخصص .مهارت و توانمندیشان باشد واز پذیرش دروس تخصصی سایر رشته ها برای تدریس خوداری فرمایند

 3: انتظار بعدی که دانشگاه از مدرسین محترم دارد پرورش دانشجویان زبده . خلاق و کارآفرین است و این مهم بر می گردد به اینکه اساتید خود دارای چنین روحیاتی باشند و با متدها و روشهای پیشرفته به دانشجویان تزریق نمایند

4:همکاری مدرسین محترم با همدیگر در رشته های متفاوت و تعریف رشته ها و دروس بین رشته ای در تمامی تخصص ها و گرایشها مخصوصا در بخش خدمات اجتماعی و علوم انسلنی و تلاش در راستای بومی کردن این علوم در راستای تحقق بخشیدن به منویات مقام معظم رهبری

والسلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت   توسط اسمعیلی  | 

حاج عباس لحظه لحظه زندگی اش یاد خدا بود

"مراسم تشییع با شکوه حاج آقا خامی زاده مدیرکل فقـید زندانهای آذربایجانشرقی درقطعه 221 بهشت زهرا"

 

خیلی ها آمده بودند همکاران قدیمی اش در دادستانی و زندانهای استان تهران"رجایی شهرو اوین" و از تبریز و سراب و ... واز نهادهای دیگر هرکسی به فراخور شناختی که ازایشان

داشت یادی از ایشان می کرد و ذکر خیری می کرد.اما جملاتی بیشترازبـقـیه تکرارمی شد ،

او مرد خوبی بود،او لحظه به لحظه زندگی اش یاد خدا بود،او ذاکراهل بیت و دوستدارواقعی

امام حسین (ع) بود.او خدا ترس بود و احترام واقعی بندگان خدا را نگه می داشت.

آری ، هرکس هـر چـند مـدت کم هـم با ایشا ن افـت وخیزداشت ، هـمـین جملات را به زبان می آورد.. مقدمه تمام سخنرانی ها یش را در تبریزبا "یا احکم الحاکمین

و یا غیاث المستغیثین" شروع می کردند و یک روایت هـمیشه از اﺋمه معـصومین و آقا امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضـل (ع) می گـفت.

و اما بشنوید از زبان همسر فداکارش که تمام لحظا ت زندگی کنارایشان بود ، مخصوصا در ایام سخت بیماری ایشان. می گـفـت"حاج عـباس" خیلی احترام من را نگه می داشت درطول

سی سال زندگی مـشترک با او نشـنیدم که یک بار به من تو بگـوید همیشه با عـزت و احترام  

مرا یاد می کرد به بچه ها می گـفـت تا مادرتان سر سفره نیاید،نباید خوردن را شروع بکـنیم .

از توسلش به اﺋمه اطهار و معصومین (ع) می گـفـت .جالب ترین قسمت سخنانشان این بود

که می گـفـت حضرت امام خمینی (ره) با امضای خودشان دراوایل انقـلاب تقـدیـرنامه ای به

ایشان می دهند اما "حاج عـباس" این تقـدیـرنامه را برای هـمیشه مخـفی نگه می دارد و هیچ

وقـت هم به کسی چیزی نگـفـت.دلـیـلـش هم این بود که می گفت" اگر این تـقـدیـرنامه جلوی چشمم باشد من رو وسوسه می کند و هـمیشه باید به هـمه نشان بدهـم که من از حضرت امام خمینی (ره)

تـقـدیـرنامه دارم و ازش حسـن استـفـاده و یا سـوء اسـتـفـاده نمایـم. اما این یک معامـله با خدا بود

با حضرت امام (ره) بود و تا ابـد مـرا کفـایـت می کـند." و ایـنچـنین اسـت که تاثیر افراد نیک زمانی احساس می شود که از میان ما رفـته باشند.روحش شاد وازخداوند خیروعـطاء

برای ایشان رحمت واسعه تمـنا داریم.

 

                                                           یاد حاج آقـا با وفـا و حاج صـیفـیان هم گرامی

                                                           باد— روحشان شاد

  

 

    

   

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت   توسط اسمعیلی  | 

ِِِِjames y.c yen

به میان مردم رو

در میان مردم زندگی کن 

از مردم بیاموز

با مردم برنامه بریز

با مردم کار کن

از آن چه مردم می دانند آغاز کن

بر آن چه مردم دارند بنا نه

با نشان دادن بیاموز. با عمل کردن فرا گیر

نه برای نمایش دادن که برای الگو شدن

نه به طور پراکنده که در قالب اسلوب

نه به صورت تکه تکه که تمام

نه به منظور وفق دادن که برای دگرگونی

نه برای تسکین دادن که برای رهایی

james y.c yenبنیان گذار جنبش روستایی در چین است 

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت   توسط اسمعیلی  | 

بایرامیز مبارک

 

به نام خداوند دگرگونی ها

هر آغازی را می توان به فال نیک گرفت و از این جهت که فرصتی تازه است آن را خجسته انگاشت

آغازها فرصتی هستند برای دگرگون شدن و ایجاد تغییرات مثبت در جهت مفید و موثر واقع شدن و

خوبی فروردین آن است که به دلیل تعطیلات نسبتا طولانی نوروز معمولا می توان فرصتی بدست

آورد برای اندیشیدن به خود.به راهی که رفته ایم و به آنچه که پیش رو داریم بیندیشیم که اکنون در

کجای قلمرو زندگی ایستاده ایم و چقدر راه پیموده ایم .

برای این سنجش به معیار و ملاک نیازمندیم و معیار حرکت نزذیک شدن به هدف است.

بیندیشیم در سالی که گذشت چقدر به هدفمان نزدیک شده ایم . امید که در پایان سال بتوانیم

میزان حرکت خودرا به سوی هدف ارزیابی کنیم.        

+ نوشته شده در  شنبه 1 فروردین1388ساعت   توسط اسمعیلی  | 

دومین..... اولین

دومین هتل هفت ستاره در شهر تبریز ساخته خواهد شد. این خبری است که این روزها دزر نشریات وصداوسیما و تریبونهای مربوط به شهرداری و شورای شهر و ... به کرار شنیده می شود . ولی تا به

حال" به جز اندک مواردی" کسی نگفته که تبریز اولین شهری خواهد بود که یک مجتمع فرهنگی و

 تفریحی تازه تاسیس را می کوبند و به جایش هتل می سازند !اگر به زبان ساده و عامه فهم بخواهیم

در مورد این مسئله حرف بزنیم مصداق این مثل می شود:" که می خواستند ابرویش را درست کنند زدندچشمش را هم کور کردند".

.امروزه یکی از وظایف شهرداری ها توسعه همه جانبه و ایجاد شور و نشاط در تمامی شهروندان است.با کمی درنگ در این مسئله در می یابیم که تعداد افرادی که از باغلار باغی استفاده می کنند و سطح زندگی و طبقه ی آنان و نیز تعداد افرادی که از هتل ۷ستاره استفاده خواهندنمود واز چه طبقه وقشری .اهمیت پرداختن به این مسئله کمی بیشتر ازاین خواهد بود.الان سوال اینجاست آیا کسانی که به شهرداری و شورای شهر رای داده اند و امید بستند آیا هتل پارس ائل گلی را می شناسند (مگر از روی تصویر و یا از دور دست ها ). آیا هتل ۷ ستاره کارکردی به غیر ازهتل پارس ائل گلی برای همان مردم خواهد داشت؟

.با این تفاسیر هیچ کس نمی تواندمنکر توسعه ی یک شهر باشد و ایجاد هتل مذکور مصداق بارز توسعه و ایجاد اشتغال و ... است اما به چه قیمتی ؟! آیا در شهر تبریز فقط پارک باغلارباغی است که باید خراب شود؟ یا زمین های زیاد دیگری است که می توان به آن اختصاص داد.آیا سرمایه گذار به سبب اینکه پول و سرمایه دارد هر کجا که بخواهد می تواند سرمایه گذاری کند . این ها سوالهایی است که برای من و امثال من بوجود می آید و درحافظه ی مردم ثبت می شود . شاید تلنگری باشد برای شما نمایندگان مردم شریف تبریز درشورای اسلامی شهر و شهردار محترم برای تجدید نظر!!!!

 مکان ها یی مانند زمین ۵ هکتاری زندان فعلی تبریز می تواند جایگزین خوبی باشد.        

   

+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت   توسط اسمعیلی  | 

سلام دوستان دوست داشتنی:

      موقعی که شروع به نوشتن در وبلاگ خودم نمودم عنوان "یادداشت های روزانه "را انتخاب نمودم   

      احساس می کردم که می توان هر روز پای رایانه ی خود نشسته و وبلاگ خود رابروز کرد ولی غافل

     از اینکه همت زیاد و فراغ بال زیادی می طلبید لذا کلمه" روزانه "را حذف نمودم. انشاءالله بتوانم لا اقل

     هفته ای یک بار با دوستان نازنینم هم کلام شوم.

    

      داستان بسیار غم انگیز زندگی

                       این نیست که انسان ها فنا می شوند

                                            بلکه این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند. 

 

               

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت   توسط اسمعیلی  | 

سلام بر رمضان

 

سلام بر زيباييهاي رمضان

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1387ساعت   توسط اسمعیلی  | 

درد سر آخر ترم

امروز مشغول اصلاح ورقه های آزمون درس مبانی جامه شناسی  دانشجویان رشته روانشناسی عمومی بودم.نکته قابل توجه ای نظرم را جلب کرد.آنهم اینکه دانشجویان قبل از اینکه به فکر جواب دادن به سوالات باشند وفکرشان را متمرکز کنند. بیشتر در فکر آوردن بهانه از جمله بیماری خود و والدین.کفن و دفن عمه و خاله و ماموریت اداری در پاسخ نامه خود بودند.ضمنا در این دو سه روز زنگ تلفن خونه خودو خونه پدری وموبایل در امان نبودند.

به نظر میرسد اگر دانشجویان محترم این میزان وقت را که برای این کارها می گذارند به فکر خوندن درس هایشان باشند شاید نیاز به این جور کار ها نباشد

امید است نظام اموزش عالی کشور به جای اینکه بیشتر به کمیت و تعداد دانشجویان فکر کنند به کیفیت و محتوای کلاس ها و وضعیت نها یی فارغ التحصیلان هم باشند.

 

چون جوامع نیازمند و زخمی چشم به برنامه ریزی و طبابت این عزیزان دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت   توسط اسمعیلی  | 

آموختن را فراموش کنید!

مشکل بشر هیچ گاه این نبوده که چگونه افکار نو و خلاق را بیاموزد چرا که اموختن از نیازهای اولیه ادمی است . بلکه مشکل اصلی او این است که چگونه کهنه ها را قراموش کند.توانایی پذیرش تغییر و توسعه ظرفیت تغییر پذیری راهای پیشرفت را باز می کند و بر عکس.تغییر گریزی و دل بستن به کهنه ها ما را از پا نهادن در راهای نو باز میدارد.

مقاومت در برابر تغییر پدیده ای است که بی شک هر مدیری در هنگام نو آوری و ایجاد تحولات با آن مواجه می شود.چرایی ان را باید در تغییر گریزی جستجو کرد .

 از تغییر می گریزیم جون به آنچه که میکرده ایم خو گرفته ایم. از تغییر می هراسیم جون آینده را مبهم می بینیم واز ناشناخته ها  هراسناکیم.باز نمی آموزیم چون حاضر به کنار گذاشتن انگاره های "تاریخ مصرف گذشته "نیستیم.غافل از این که تا توان ویران کرذن کهنه ها را نداشته باشیم بنایی نو ساخته نمی شود و به گفته مو لا نا:

    هر بنای کهنه که آبادان کنند                               نی که اول کهنه را ویران کنند

انان که در دنیای پر اشوب کنونی هنوز در کهنه آبادهای گذشته راه کاری برای اینده می جویند و در هنگام راندن به جلو  به ایینه ی عقب خیره مانده اند بر خود خطر نابودی می خرند!       

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت   توسط اسمعیلی  |